خدایـــا !!!
به بزرگیـــــت قســـم.....
توعکس های دست جمعی....
جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار.....
آمیـــــن
[ 92/03/02 ] [ 0:44 ] [ راد ]
[ ]
جملات زیبا و دلنشین راداز دل نوشته هایم ساده نَگذر؛ به یاد داشته باش؛ این «دل نوشته» ها را؛ یک «دل»، نوشته ...! |
خدایـــا !!! به بزرگیـــــت قســـم..... توعکس های دست جمعی.... جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار..... آمیـــــن [ 92/03/02 ] [ 0:44 ] [ راد ] [ ] دیگر این ملامت ِ ما چیست که چرا آدم از دست ِ حوا سیب خورد !
در تلاطم ِ جزر و مد نمی افتاد .
اندام ِ زنانه اش را عریان نمی کرد کدامین آفتابگردان سوی ِ چشمش را بر کشیدگی ِ خط ِ چشم ِ آفتاب کش می داد !
کلمه ی ِ "زندگی " با حروف "زن " آغاز می شود
که چرا آدم
از دست ِ حوا سیب خورد !
[ 92/02/31 ] [ 23:51 ] [ راد ] [ ] انگار تو را در بیداری خواب دیدم
آمدی و آنقدر محو تعبیر رویایم بودم که انگار تو را در بیداری خواب دیدم رفتی و تمام اتاقم چنان عطر تو گرفت که مست یادت دوباره به خواب رفتم ...
[ 92/02/30 ] [ 23:27 ] [ راد ] [ ] "دلم" بند کفش هایش را نبسته بود!
آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز، "دلم" بند کفش هایش را نبسته بود! با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛ که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند آخر شنیدم که کسی میگفت: شقایقها هم عاشق میشوند...!!!
[ 92/02/30 ] [ 23:19 ] [ راد ] [ ] " روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
همیشه آخرین سطر برایش مینوشتم " روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد " می نوشتم " روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم که هنوز دوستم داشته باشی " می نوشتم در نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده ام جز ایمانِ به بازگشتِ تو
یقینا آمده است ولی روزی که من از هراسِ دیوار ها خانه را که نه خودم را ترک کرده بودم .
[ 92/02/29 ] [ 15:52 ] [ راد ] [ ] کوچه اقاقیا
راهم را گم می کنم در کوچه ی که به آن اقاقیا می گفتند .
[ 92/02/27 ] [ 19:37 ] [ راد ] [ ] دختر همسایه ، دختر خوبی بود
دختر همسایه ، دختر خوبی بود
سالها پیش مرا در کوچه ی اقاقیا بوسه باران کرد
یک صبح سرد پاییزی ، روی پنجره ی مه گرفته نوشت
... -خسته ام ، می خواهم تمام دنیا را قدم بزنم
حالا او سال هاست ، جاده ها را قدم می زند ، بدون من
[ 92/02/27 ] [ 12:54 ] [ راد ] [ ] یا امام زمان ....
امشب که بین خلق، لیل الرغائب است؛ دانی چه چیز آرزوى قلب صاحب است؟ ای کاش روز جمعه که از راه می رسد؛ دیگر کسی نگوید ارباب «عج» غائب است ...
«اللهم عجل لولیک الفرج»
[ 92/02/26 ] [ 23:20 ] [ راد ] [ ] لیله الرغائب شب آرزوهاست
خدایا آرزو می کنم ، آنچه را آرزو کنم ، که تو دوست داری و آن آرزو را اجابت نمایی که نیک فرجامم نماید . لیله الرغائب شب آرزوهاست برای اجابت آرزوهای هم آرزو کنیم . . .
[ 92/02/26 ] [ 14:23 ] [ راد ] [ ] اگه الان تنهام چون مثل تو دلم ...
اینقدر بودنت را به رخم نکش . . . "من" اگر بخواهم هزاران مثل تو را تکرار میکنم....
[ 92/02/24 ] [ 23:8 ] [ راد ] [ ] آرزوهایت هرگز براورده نمی شوند
حال بدی دارم
انگار چراغ جادو در دست هایت باشد و بدانی آرزوهایت هرگز براورده نمی شوند با این حال هِی آرزو کنی..
[ 92/02/24 ] [ 22:36 ] [ راد ] [ ] موضوع انشاء :
موضوع انشاء : خوشبختی
خــــوش بختــــی یعنــــی قلــــب پــــدرت بتپــــد........... ــــــــــــــــــــ پــــایــــان ــــــــــــــــــ
[ 92/02/23 ] [ 22:17 ] [ راد ] [ ] من همـانم که درگیـر عشقش بودی
تو مقصری، اگر من دیگر " منِ سابق " نیستم
پـس من را به "مـن" نبودن محکوم نکن ! من همـانم که درگیـر عشقش بودی یـادت نمی آید؟ من همانـم حتی اگر این روزها بویِ بی تفاوتی بدهم ...
![]()
[ 92/02/23 ] [ 0:14 ] [ راد ] [ ] تقدیم به خواهرم ...
غیر از مادر .. خواهر یکی از عزیزترین موجوداته که میتونه کنارت باشه .
[ 92/02/22 ] [ 0:27 ] [ راد ] [ ] السلام علیک یا أباصالح المهدی ادرکنی «عج»
این قوم لعین مرامشان نامردی ست توهین به حجربن عدی بامعنی ست امروز برای شیعیان روشن شد از بابت چه مزار زهرا مخفی ست بیا ای آخرین نشانه ی بهار؛ در پائیزِ آخر الزمان ...
السلام علیک یا أباصالح المهدی ادرکنی «عج»
[ 92/02/20 ] [ 22:49 ] [ راد ] [ ] صدای نفسهایت
صدای نفسهایت مرا می برد به عالم شعر . می برد تا " رحم کن ای نفس " جبران می برد تا " بوسه " ی فروغ می برد تا " ای نوش کرده نیش را ، بی خویش کن با خویش را " مولانا می بینی ... یک نفست مرا تا کجاها می برد ...!
[ 92/02/18 ] [ 23:34 ] [ راد ] [ ] "سكوت"
سكوت خطرناك تر از "حرف هاى نيش دار" است ! بدون شك كسى كه "سكوت" میكند ، روزى حرفايش را سرنوشت به شما خواهد گفت …
[ 92/02/17 ] [ 23:49 ] [ راد ] [ ] راد میگه ...
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐـﺴﯽ ﺑـﻪ ﺧـﻮﺩﺵ ﺯﺣـﻤـﺖ ﻧـﻤـﯿﺪﻫـﺪ ﯾـﮏ ﻧـﻔـﺮ ﺭﺍ ﮐـﺸـﻒ ﮐـﻨـﺪ.. ﺯﯾـﺒـﺎﯾـﯽ ﻫـﺎﯾـﺶ ﺭﺍ ﺑـﯿـﺮﻭﻥ ﺑــِﮑـﺸـﺪ.. ﺗـﻠـﺨـﯽ ﻫـﺎﯾـﺶ ﺭﺍ ﺻـﺒﺮ ﮐـﻨـﺪ.. ﺁﺩﻡ ﻫـﺎﯼ ﺍﻣــﺮﻭﺯ.. ﻋـﺸـﻖ ﻫـﺎﯼِ ﮐـﻨـﺴـﺮﻭﯼ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻨـﺪ.. ﯾـﮏ ﮐـﻨـﺴـﺮﻭ ﮐـﻪ ﻓـﻘـﻂ ﺩَﺭﺵ ﺭﺍ ﺑـﺎﺯ ﮐـﻨـﻨـﺪ.. ﺑـﻌـﺪ ﯾـﮏ ﻧـﻔـﺮ ﺷـﯿـﺮﯾـﻦ ﻭ ﻣـﻬـﺮﺑـﺎﻥ ﻭ ﺯﯾـﺒـﺎ ﺍﺯ ﺩﺍﺧـﻞِ ﮐـﻨـﺴـﺮﻭ ﺑـﭙـﺮﺩ ﺑـﯿـﺮﻭﻥ ...... ﻭﻫـﯽ ﻟـﺒـﺨـﻨـﺪ ﺑـﺰﻧـﺪ ﻭ ﺑـﮕـﻮﯾـﺪ : ... ﺣـﻖ ﺑــﺎ ﺗــﻮﺳـــﺖ
[ 92/02/17 ] [ 23:32 ] [ راد ] [ ] باورکن زنها هم رگ غیرتی دارند...
" فقط مردها غیرت ندارند "... باورکن زنها هم رگ غیرتی دارند... که اگر گل کند ....! همه ی مردانگی ات زیر سوال میرود ...!!!
[ 92/02/15 ] [ 15:45 ] [ راد ] [ ] زن ساخته شده واسه ...
اصلا زن ساخته شده واسه ناز کردن ! گیر دادن غر زدن حسادت کردن دوست داشته شدن اصن دلش میخواد... مشکل داری نیا طرفش...
[ 92/02/15 ] [ 15:29 ] [ راد ] [ ] یا امام زمان ....
یک روز می افتد ؛ آن اتفاق خوب را می گویم ... من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛ هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ... السلام علیک یا صاحب الزمان
[ 92/02/13 ] [ 18:58 ] [ راد ] [ ] یکی باید آدم را بلد باشد…
یکی باید باشد که آدم را صدا کند.. به نام کوچک اش صدا کند..
یک جوری که حال آدم را خوب کند.. یک جوری که هیچ کس دیگر بلد نباشد..
یکی باید آدم را بلد باشد…
[ 92/02/11 ] [ 23:42 ] [ راد ] [ ] مادرم .
گاهی اوقات ... آدم دلش یک آشپزخانه آرام یک لیوان چای و مادرش را می خواهد. " راد "
[ 92/02/10 ] [ 23:40 ] [ راد ] [ ] فقط یک مادر ...
به یاد می آورم زمانی را که با جورابهای سفید ... از مدرسه به سوی خانه می دویدم در حالی که کیف مدرسه را در دست می چرخاندم و به روزی که گذشته بود ، فکر می کردم . در انتظار یافتن نان کره ای و شیرینی کشمشی تو . به یاد می آورم عطر فضای خانه و رایحه ای را که همه ی بچه ها در شامه نگاه می دارند . تو را به یاد می آورم در آشپزخانه ، با پیش بند رنگارنگت در انتظار تمام حرفهایی که قرار است برایت باز گویم ... و حالا ما اینجاییم ، بانوی سال خورده ی زیبایی و دیگری که چهل و اندی سال را سپری کرده است ، هر دو نشسته در نشیمن مشغول نوشیدن چای ، با کیف های پر از خرید ، آویزان بر دسته ی صندلی در حال تبادل خبرهای تازه ی این هفته . برای هر بیننده ای چیزی نیست جز دو سر با موهای پنبه ای ولی برای ما یعنی سالها تفاهم و خاطرات زیبا . جوراب سفید ... سالهایی که مادر و پسر را دست خوش تغییر کرده ، اما هرگز آنها را از هم دور نکرده است . یک ارتباط همیشگی برای تمام دوران زندگی . فقط یک مادر می داند که چه وقت در حال تقلب کردن هستی . می تواند همراه پست آغوش گرم بفرستد می تواند از گروهی افراد متفاوت خانواده تشکیل دهد از پنجره با فریادی از ته گلو صدایت کند در حالی که آنچه را که جا گذاشته ای تکان می دهد . فقط یک مادر ... " راد "
[ 92/02/10 ] [ 23:31 ] [ راد ] [ ] |
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir ] |